تبليغاتX
فراز و نشیب زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم . اما اشکهایم به من نیاموختند که چگونه زندگی کنم .پس سکوت می کنم تا بلندترین فریادها را کشیده باشم

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

 ياس كبود

 

سلام ؛ حال من خوب است

ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور

که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند ...

با این همه اگر عمری باقی بود ، طوری از کنار زندگی می گذرم،

که نه دل کسی در سینه بلرزد، و نه این دل نا ماندگار بی درمانم ...

تا یادم نرفته است بنویسم :

دیشب در حوالی خواب هایم، سال پر بارانی بود...

خواب باران و پاییزی نیامده را دیدم

دعا کردم که بیایی، با من کنار پنجره بمانی، باران ببارد

اما دریغ که رفتن، راز غریب این زندگیست

رفتی پیش از آن که باران ببارد ...

می دانم، دل من همیشه پر از هوای تازه باز نیامدن است!

انگار که تعبیر همه رفتن ها، هرگز باز نیامدن است

بی پرده بگویمت :

می خواهم تنها بمانم

در را پشت سرت ببند

بی قرارم، می خواهم بروم، می خواهم بمانم ؟!

هذیان می گویم ! نمی دانم...

نه عزیزم، نامه ام باید کوتاه باشد،

ساده باشد، بی کنایه و ابهام

پس از نو می نویسم :

سلام ! حال من خوب است

اما تو باور نکن ...

 

 

 

پ . ن :

وقتی کسی نیست که به دادت برسه پس داد نزن شاید از سکوتت بفهمند که چقدر درد و غم تو وجودته

 

 

 

 

نوشته شده توسط صبا در جمعه چهاردهم تیر 1387 ساعت 13:46 | لینک ثابت |

ای دانشجو!!

 به گوش باش که چونان که هنگامه امتحانات پایان ترم فرا همی رسد نکات زیر به خاطر بسپار که به پاس همه درس ها نائل شوی:

 1- زین پس تا آخرین روز امتحانات خواب بر تو حرام باد.
 2- تلویزیون را بیخیال همی شو که وقت بس ناجوان مردانه تنگ است.
 3- دیر خواب و زود خی
 4- شبکه گسترده جهانی را تعطیل کن ولو به سبب  آپ همی کردن
 5- پارک و سینما و کافی شاپ تا آخرین روز امتحانات مکروه گردد
 6- کتاب فقط کتاب درسی و فیلم تنها فیلم درسی(با توجه به این که در ایام امتحانات همگی عجیب به سمت مطالعه غیر درسی گرایش داریم)
 7- موبایل بازی اعم از اس ام اس و بلو توث و ارسال صور قبیحه و نوای قبیحه همگی موجب ابطال وقت است
 8- حمام کردن بیش از نیم ساعت و یک بار اصلاحیدن صورت در هفته حرام است
 9- صله ارحام ولو ختنه سوران پسر دایی باشد یا عروسی شوهر دختر عمه ی همسایه ناتنی بر تو واجب نمی باشد.نرو...
 10- پاچه خواری استاد را از خاطر مبر که اوجب واجبات است و بسی تو را در پاسیدن درس همی یاری کناد.

 

من ته بـــــــاغ کسی را دیدم

که به دستش سبدی عـــــاطفه داشت

داشت در پای چناری غمگـــــــین

تخم آواز قناری می کاشت

دیدم او را که درآن گوشه ی باغ

دست بر گردن گل ها انداخت

سوز می آمد و او شالش را

روی یک پیچک تنـــــــها انداخت

برف را از سر یک بید تکاند

دست یخ بسته ی او را هااا کرد

زیرآن بید دو زانو و زد و بعد

با یــــــــخ روی گلی دعوا کرد

وقتی از بـــــــاغ جدا شد دیدم

صورتش خ   یس و دلش غمگــین بود

سبد عـــــاطفه اش را بخشید

به کلاغی که لب پرچین بود

 

پ . ن :

اميد، درماني است كه شفا نمي دهد، ولي كمك مي كند تا درد را تحمل كنيم

 

 

نوشته شده توسط صبا در پنجشنبه نهم خرداد 1387 ساعت 11:6 | لینک ثابت |

 

 

 

ای باد، وزان شو
باد: هوووووووو

 

 

نوشته شده توسط صبا در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 ساعت 0:18 | لینک ثابت |

اگه یه جعبه مداد رنگی داشتم ,

          با مداد سیاهش ,  قلب سفیدتو سیاه می کردم 

                              تا اینطور اسیرش نشم .

                                         نگاه قشنگ و مهربونتو سیاه می کردم

                               تا شاید اینقدر مجذوبش نمی شدم .

ـــ اگه یه پاک کن داشتم ,

           یه کمی از مهربونی ها ت رو پاک می کردم

                              تا شاید کمی بد بشی وبشه کمتر دوستت داشت .

           یه کمی از صداقتت رو پاک می کردم

                              تا شاید می تونستم اینقدر باهات صادق نباشم .

           یه کمی از گذشتت رو پاک می کردم

                              تا . . . . . .

اما حالا خیلی خوشحالم که پاک کن ندارم و می تونم

            مهربونی , صداقت و گذشت رو ازتو یاد بگیرم .

خوشحالم که مداد رنگی ندارم و ازت یاد می گیرم که باید

           یه دل سفید و یه نگاه آبی داشت .

و از همه مهمتر ,

                      خوشحالم که تو رو دارم .

 

 

صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ‌، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته...

 

پ ن :

هر حقیقتی از سه مرحله می گذرد : نخست به مسخره گرفته می شود ، سپس به شدت با آن مخالفت می شود و در انتها به عنوان امری بدیهی پذیرفته می شود !!

 

نوشته شده توسط صبا در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 ساعت 9:55 | لینک ثابت |

 

بهار هم از راه رسید . فصل گل ،رنگ، تنوع و هر چه بوی خوش است .

هزار خانه این سمت ، هزار خانه آن سمت ، هزار خانه بالا و هزار خانه پائین هم عید گرفته اند . آیا مثل ما ، یا نه! لباسهای پارسال را پشت و رو کرده اند ؟ شیرینی را به بهانه ای از سفره عید برداشته اند؟ کفش های کهنه را با آب و واکس برق انداخته اند و ... پدرِ  بچه های همسایه دست راستی هست؟ مادر هست؟ همه اعضایشان جور است ؟ نکند یکی را از دست داده اند  و بهارشان با اندوه قرین شده . مسافرت می روند یا در خانه مانده اند و صله رحم می کنند . نکند چون ندارند در خانه شان را بسته اند ، تا کسی نازکی آبرویشان را نبیند ؟

چقدر می توانیم امیدوار باشیم که هنوز انسانیم و عیدمان را هم مثل شادی های دیگر با هم تقسیم کنیم؟ خدا را چقدر به دلهایمان راه داده ایم؟ از خودتان بپرسید چند تا دل به دست آورده اید؟ دوتا ... چهارتا.... چند تا دل شکسته اید ؟ هزار تا... صدتا...  محبت را چقدر می شناسید؟... اسمش را نشنیده ام ! خدا را چقدر می شناسید؟ خیلی ! ... کم ! ... خدا چقدر ما را می شناسد ؟ ... کامل ، بدون کم و کاست ....

 

به یاد آنکه  که امسال نوروز در کنارم نیست و در فراقش سوگوارم ...

وقتی از تو می نوشتم برگ برگ دفترم پر از گلهای نرگس و یاسمن می شد . وقتی از تو می نوشتم می دیدم چگونه سطر سطر نوشته هایم شادمانه می رقصیدند . قلم را که روی کاغذ می گذاشتم ردی از عشق جاری می شد . وقتی از تو می نوشتم لحظه ها به احترام می ایستادند .

اما با رفتنت برگ برگ دفترم آتش گرفت . واژه ها سوگوار شدند و قلم شکست چنان که قلبم .

 

 

پ ن :

فاصله تابش خود را بر دیگران تنظیم کن ، خداوند خورشید را در جائی نهاد که گرم کند ولی نسوزاند!!!

نوشته شده توسط صبا در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 ساعت 10:7 | لینک ثابت |

یاس کبود


من سکوتی هستم
که هرگز شکسته نخواهم شد
و اشعارم فريادی هستند
که هرگز شنيده نخواهند شد

فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ
پیوندها
رنگين كمان
مسافر منتظر
یه قلب بی ریا
وبلاگ کامران نجف زاده
دندون یه آدم مرده
آهسته وحشی می شوم
شاهزاده شهر سایه ها
تنها ، غریب ،بی کس
برگی از دفتر خاطرات
کافه چکش ، بهترین کافه دنیا
شب برفی
دختر زمستان رشت
عاشق بیقرار
آرش
سارینا
رضا
دلم از نام خزان می لرزد
عشق یعنی...
یاور همیشه مومن
باهم ولی تنها
در امتداد شب
دلتنگی های نازنین
من هم مثل تو هستم
قالب وبلاگ بلگفا
پیوندهای روزانه
عضویت در سایت اهدای عضو
رایگان های اینترنت
سایت برای آپلود تصویر
کلیپ فلش رایگان
سایت میهن دانلود
سایت تهرون بیست
دانشنامه رشد
تمام پیوندها

طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ

Copyright (C) 2007, http://sungirl.blogfa.com. all right reserved.
Design by Yas-Design

This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting